اصالت؛ شاخصی برای تبیین کیفیت درونی رفتارها

۱۴ تير ۱۳۹۵

به نام خدا. در این یادداشت تلاش شده است تا با استفاده از مثالی نسبتاْ ساده نوعی از کاربرد نظریه خود تعیین‌گری در تعریف اصالت معرفی و تبیین شود. شاید این تبیین برای کسب آگاهی از ماهیت اصالت در تعاملات اجتماعی برای همه افراد، و به طور خاص برای رهبران سازمانی مفید باشد. برای شروع، سوال زیر را درباره یک موقعیت خاص از زندگی در نظر بگیرید:
به طور عمومی انگیزه شما برای اینکه به یک دوست نزدیک محبت کنید چیست؟

برخی لذات عمیق در مدیریت

۶ شهريور ۱۳۹۴

به نام خدا. مدتی است افرادی را ملاقات می‌کنم که در کسوت مدیر یا سرپرست درامده‌اند، اما هنوز در حسرت لذات حاصل از حل مسائل فنی و انجام فعالیت‌های کار‌شناسی و غیر مدیریتی خود هستند. از تعامل با کار‌شناسان حوزه مدیریت خود لذت نمی‌برند. مدیریت را دنیایی خشن در می‌یابند که هم روح و روان خود، و هم دیگران را با انجام ان در عذاب قرار می‌دهند. مدیریت حقیقتا کاری سخت است. داشتن احساس مسئولیت در کنار سر و کار داشتن با بسیاری از محدودیت‌ها و نا‌بسامانی‌ها و رفتارهای تخریبی و رقابتی برخی از دیگران. البته این حالت می تواند علل گوناگونی داشته باشد اما یکی از علل احتمالی آن فقدان تجارب عمیق درونی لذت بخش از مدیریت می تواند باشد. در کنار این‌ افراد، گروه دیگری از مدیران ارشد هم هستند که خسته‌اند و هر روز به پایان دوره مسئولیت خود می‌اندیشند، سختی‌ها و فشار‌ها ادامه مدیریت را بر آن‌ها سخت کرده و ناچارند که مدیریت را در جلسات طولانی و کم نتیجه و پشت بحث‌ها و درگیری‌ها با تحمل زیاد دنبال کنند. در این شرایط حرف زدن از «لذات عمیق در مدیریت» شاید حرفی شعاری به نظر آید، اما اگر «اصالت» چرایی انجام مدیریت در درون مدیری زنده و تقویت شود و بتواند شایستگی‌های مدیریتی خود را نیز تقویت نماید، «شور و زیبایی» نیز در کنار ایده‌های حرفه‌ای و سازمانی‌اش نقش خواهد بست و زمینه‌هایی را برای درک لذت‌هایی عمیق از مدیریت خود تجربه خواهد کرد. شاید نمونه‌های زیر مثال‌هایی واقعی از تجارب درونی شما در مدیریت برای تجربه لذاتی عمیق باشد:

یادگیری در بحران ها

۷ خرداد ۱۳۹۲

به نام خدا. در برخی از مراحل زندگی فردی ممکن است شرایطی پیش آید که به ناگهان تعداد زیادی از مشکلات پیش بینی نشده و یا در مدت‌ها انکار شده، با تاثیرات خیلی زیاد، بر ارکان و اجزای مختلف فعالیت‌های ما هجوم آورده و ما را در محاصره خود در آورند. هر چند همه تلاش‌ها باید بر این امر باشد که یک فرد با اینگونه بحران‌ها مواجه نشود، اما متاسفانه واقعیات بیانگر اینست که غفلت از خود و تغییرات محیطی زمینه ساز شکل گیری تدریجی بحران‌ها است.

رهبری بر خود و معرفت حضوری

۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۱

به نام خدا. مکالمه‌ای با یکی از دانشجویان بسیار خوبم این انگیزه را در من به وجود آورد تا این یادداشت را بنویسم. سوالی مطرح شد که آیا استراتژی‌های رهبری بر خود حالتی ابزاری ندارند و به راستی تا چه حد قادر هستند تا انگیزه‌هایی قوی و واقعی در یک فرد به وجود آورند. با مروری بر گروه بندی استراتژی‌های رهبری بر خود موجود در تحقیقات کلاسیک این حوزه (ضمیمه ۱) به راحتی می‌توان دریافت که در سه گروه استراتژی‌های پیشنهاد شده (رفتاری، الگوهای سازنده فکری، و مدیریت الگوی باور‌ها) سطوح عمق مفهومی متفاوتی وجود دارد.


در استراتژی‌های رفتاری مانند «هدف گذاری» و «مراقبت از عملکرد خود» و «پاداش به خود»، رهبری بر خود بیشتر حالتی تکنیکی و ابزاری داشته و به واقع عمق زیادی در وجود انسان ندارند، هر چند محتوای مورد استفاده در این تکنیک‌ها از باورهای انسان سرچشمه می‌گیرند. در

در اعماق وجود ما چه می‌گذرد؟ رهبری بر خود مبتنی بر ارتقای باور‌ها و ارزشهای بنیادین

۷ ارديبهشت ۱۳۹۱

به نام خدا. مدت‌ها است که با مفهوم رهبری بر خود و استراتژی‌های مربوط به آن آشنا شده‌ام و با عطشی بسیار در جستجوی یادگیری اندیشه و منش افرادی اثرگذار هستم که حتی در سختی‌ها و در زمان مواجهه با موانع بزرگ در زندگی، همچنان پر امید و در عین حال با روحیه‌ای یادگیرنده مسیر خود را ادامه می‌دهند. گر چه استراتژی‌های متعددی برای رهبری بر خود در تحقیقات مطرح شده است، اما عمیق‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین و پنهان‌ترین آن‌ها «کار بر روی باور‌ها و ارزشهای درونی عمیقی است که رفتار‌ها و واکنش‌های ما را ناخودآگاه تحت الشعاع قرار می‌دهند». وجود انسان در

ذهن آگاهی (mindfulness) چیست؟ آیا کاربردی برای مدیران دارد؟

۳۰ فروردين ۱۳۹۱

به نام خدا. یکی از موضوعاتی که این روز‌ها در حوزه‌های مختلف روان‌شناسی طرفداران زیادی یافته است «ذهن آگاهی» است. گر چه شاید بتوان معادل‌های فارسی دیگر و شاید بهتری برای mindfulness یافت، اما شاید ذهن آگاهی ترجمه مناسبی برای آن باشد. از نظر مفهومی ذهن آگاهی را می توان یکی از تعالیم آیین‌ها (به طور خاص بودایی) و شاید مذاهب ظهور یافته در شرق آسیا دانست که تاکید بر تقویت توان ذهنی و روانی انسان برای درک لحظه‌ها، پاک کردن ذهن و ایجاد آرامش درونی برای فهم دقیق جریان زندگی دارد (به قول سهراب