پیشنهادی پژوهشی درباره همکاری سمن‌ها و بنگاه‌های اقتصادی در بوتهٔ تجربه و مبتنی بر شواهدی از بستر ایران

ثبت شده توسط بابک علوی در جمعه, ۱۴۰۵/۰۶/۰۶ - ۱۸:۴۴

به نام خدا. در یادداشت پیشین، پس از مروری بر برخی تحقیقات اصلی در حوزه رابطه بین بنگاه‌های اقتصادی و سازمان‌های مردم نهاد (سمن ها)، چارچوبی مفهومی و ماتریسی چهارخانه‌ای برای تحلیل پویایی روابط میان آنها پیشنهاد شد. در این چارچوب دو بعد «حیاتی بودن رابطه برای بنگاه» و «افق زمانی و نهادی» مبنای تفکیک چهار الگوی همکاری به این شکل قرار گرفت: کمک مقطعی/تعامل معامله‌ای، حمایتگری نهادی/حامی پایدار، ائتلاف اقتضایی/واکنش به بحران و هم‌آفرینی ارزش/شراکت راهبردی. اما برای تبدیل این چارچوب مفهومی به یک برنامهٔ اقدام تجربی، نیاز به یک طرح پژوهشی کاربردی وجود دارد تا بتوان با تکیه بر شواهد میدانی در زمینه اقتصادی و اجتماعی ایران، پاسخ‌های دقیق‌تری به پرسش‌های بنیادین این حوزه داد. در این یادداشت، ابعاد این طرح پژوهشی شامل پرسش‌ها، شواهد عینی و روش‌شناسی گردآوری داده‌ها را مختصراً پیشنهاد می کنم تا توسط پژوهشگران علاقه‌مند به این حوزه ضمن تکمیل و نقد آن، شاید مسیری برای توسعه مفهومی و کاربردی این موضوع و اصلاح و تکمیل الگوی پیشنهاد شده در یادداشت قبلی در زمینه ایران فراهم شود.

بخش اول: پرسش‌های کلیدی پژوهش

این طرح پژوهشی حول دو پرسش اساسی و چند پرسش فرعی ساختار می‌یابد:

پرسش اصلی اول (مطالعه اکتشافی توصیفی): اقدامات مشترک و همکاری‌های کنونی میان بنگاه‌های اقتصادی و سمن‌ها در بستر ایران، بر اساس ویژگی‌های ساختاری‌شان، چگونه در ماتریس چهارخانه‌ای جانمایی می‌شوند؟

  • پرسش فرعی ۱-۱: چه سهمی از این همکاری‌ها در سطح «تعاملات کوتاه‌مدت» باقی مانده و چه سهمی توانسته‌اند به «هم‌آفرینی راهبردی در زنجیره ارزش» تبدیل شوند؟

پرسش اصلی دوم (تبیین سازوکارها و پیش‌ران‌ها): چه متغیرهایی جایگاه یک رابطه را در خانه‌های این ماتریس تثبیت کرده یا مانع ارتقای آن به سطح شراکت پایدار می‌شوند؟

  • پرسش فرعی ۲-۱: پیش‌فرض‌های ذهنی و منطق‌های نهادی مدیران (بنگاه و سمن) چگونه بر نحوهٔ تعریف رابطه اثر می‌گذارد؟
  • پرسش فرعی ۲-۲: عدم‌توازن در «تئوری وابستگی به منابع» (RDT) و تفاوت در منبع قدرت تاثیر‌گذاری هر یک بر دیگری (سمن یا بنگاه اقتصادی) چگونه بر نوع همکاری و پایداری شراکت تأثیر دارد؟
  • پرسش فرعی ۲-۳: تا چه حد وجود یا فقدان قابلیّت‌های لازم برای تهیه و ارائه طرح «پیشنهاد ارزش» (Value Proposition) مدوّن از سوی سمن‌ها به بنگاهی اقتصادی برای شکل دهی به رابطه ای در حالت راهبردی و بلندمدّت، می تواند به عنوان عاملی مهم در ارتقا وضعیت کنونی همکاری آنها به شراکت راهبردی عمل کند؟
  • پرسش فرعی ۲-۴: سایر عوامل تاثیر‌گذار بر شکل گیری این رابطه و ارتقای کیفیت آن کدامند؟ به طور مثال ممکن است بنگاه‌های اقتصادی علاقه‌مند به زمینه‌های اجتماعی خاصی برای تعامل با سمن ها باشند و برخی نیازهای اجتماعی مورد توجه سمن ها متاسفانه مورد توجه بنگاه های اقتصادی قرار نگیرد.

 

بخش دوم: روش‌شناسی و شیوه گردآوری داده‌ها (Data Collection Methods)

برای پاسخ به پرسش‌های پژوهش، یک طرح تحقیق ترکیبی (کیفی-کمی) به شرح جدول زیر پیشنهاد می‌شود:

طرح پژوهشی پیشنهادی

 

بخش سوم: بحث و کانون استدلال: «پیشنهاد ارزش» به مثابه عامل تاثیرگذار برای تسهیل ارتقای ماهیت همکاری و شراکت

تحلیل مطرح شده در این دو یادداشت این فرض بنیادین را تقویت می‌کند که مانع اصلی گذار از خانهٔ ۱ و ۲ به خانهٔ ۴، ممکن است الزاماً کمبود منابع مالی در بخش خصوصی نباشد؛ بلکه فقدان ادبیات و مهارت در تدوین «پیشنهاد ارزشِ منطبق بر مزیت رقابتی» توسط سمن‌ها شاید یکی از این نوع عوامل محدود کننده باشد. این فرضیه البته با جمع‌آوری داده نیاز به آزمون دارد. استدلال اصلی این فرضیه اینست که سمن‌ها زمانی می‌توانند از یک دریافت‌کنندهٔ کمک به یک شریک راهبردی تبدیل شوند که پروپوزال آن‌ها صراحتاً نشان دهد چگونه یکی از چالش‌های بنگاه (مانند پایداری زنجیره تأمین کشاورزی، کاهش ریسک‌های اجتماعی و کارگری در مناطق صنعتی، یا دسترسی به بازارهای جدید فراگیر) را برطرف می‌سازد.

بخش چهارم: پیش‌بینی آینده و هشدار به زیست‌بوم سمن‌ها

با توجه به تحلیل موجود در یادداشت قبلی و نکات مطرح شده در این یادداشت جدید، دو روند با توجه به شرایط اقتصادی و تغییرات موجود در ارزش‌های اجتماعی و الگوهای ذهنی نسلی،‌ شکل آیندهٔ این فضای همکاری را در مقایسه با گذشته متفاوت کرده و احتمالاً به شکل جدیدی رقم خواهند زد:

۱. انقباض بودجه‌های خیریه‌ای سنتی: در پی فشارهای اقتصادی، بنگاه‌ها احتمالاً ملاحظات بیشتری برای هزینه‌کرد در پروژه‌های اجتماعی خواهند داشت؛ به خصوص اگر تصوّر آنها این باشد که سمن‌ها هم دارای الگوهای ذهنی منطبق بر شکل گیری روابط حمایتی موردی و کوتاه مدت هستند.

۲. چرخش نسلی مدیران: ورود مدیران داده‌محور، تحلیلی و عمل‌گرا در بنگاه‌های اقتصادی که به خصوص در شرایط اقتصادی دشوار، خواهان گزارش‌های مبتنی بر شاخص‌های عملکردی و «سنجش اثر» (Impact Assessment) هستند، احتمالاً نوع انتطارات از سمن‌ها را تغییر داده و شاید به دلیل قدرت این بنگاه‌ها ناشی از برخورداری از منابع مالی، روند همکاری را تحت الشعاع خود قرار دهد.

 

نتیجه‌گیری  پیشنهادی 

سمن‌هایی که توان بازتعریف مأموریت خود در قالب «پیشنهاد ارزش راهبردی» و هم‌راستاسازی آن با زنجیره ارزش بخش خصوصی را داشته باشند، در سال‌های پیش‌رو ممکن است بتوانند با تعریف روابطی پایدارتر با بنگاه‌های اقتصادی علاقه‌مند به ایفای نقش‌های اجتماعی، از بروز بحران شدید تأمین مالی جلوگیری کنند؛ از اینرو سمن‌های مجهز به شایستگی‌های تحلیلی و مدیریتی، پیشران‌های اصلی توسعهٔ پایدار با تامین منابع مالی و قابلیت های مدیریتی بیشتری خواهند بود. در نقطه مقابل، بدون داشتن این نوع قابلیت‌ها، احتمالاً همچنان تکیه بر الگوهای همکاری حمایتی و مقطعی این سمن‌ها را به لحاظ تامین منابع مالی و همچنین کسب قابلیت‌های تحلیلی و مدیریتی بیشتر تحت فشار قرار خواهد داد و یافتن روش‌هایی دیگر را برای تامین منابع مالی همراه خواهد داشت.

ممنون می‌شوم اگر شما نیز تجارب یا نقدهایی بر این چارچوب و روش پژوهشی دارید، در بخش دیدگاه به اشتراک بگذارید.

افزودن دیدگاه جدید

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.