پیشنهادی پژوهشی درباره همکاری سمنها و بنگاههای اقتصادی در بوتهٔ تجربه و مبتنی بر شواهدی از بستر ایران
به نام خدا. در یادداشت پیشین، پس از مروری بر برخی تحقیقات اصلی در حوزه رابطه بین بنگاههای اقتصادی و سازمانهای مردم نهاد (سمن ها)، چارچوبی مفهومی و ماتریسی چهارخانهای برای تحلیل پویایی روابط میان آنها پیشنهاد شد. در این چارچوب دو بعد «حیاتی بودن رابطه برای بنگاه» و «افق زمانی و نهادی» مبنای تفکیک چهار الگوی همکاری به این شکل قرار گرفت: کمک مقطعی/تعامل معاملهای، حمایتگری نهادی/حامی پایدار، ائتلاف اقتضایی/واکنش به بحران و همآفرینی ارزش/شراکت راهبردی. اما برای تبدیل این چارچوب مفهومی به یک برنامهٔ اقدام تجربی، نیاز به یک طرح پژوهشی کاربردی وجود دارد تا بتوان با تکیه بر شواهد میدانی در زمینه اقتصادی و اجتماعی ایران، پاسخهای دقیقتری به پرسشهای بنیادین این حوزه داد. در این یادداشت، ابعاد این طرح پژوهشی شامل پرسشها، شواهد عینی و روششناسی گردآوری دادهها را مختصراً پیشنهاد می کنم تا توسط پژوهشگران علاقهمند به این حوزه ضمن تکمیل و نقد آن، شاید مسیری برای توسعه مفهومی و کاربردی این موضوع و اصلاح و تکمیل الگوی پیشنهاد شده در یادداشت قبلی در زمینه ایران فراهم شود.