هوش مصنوعی

میانجی هوشمند یا ابزاری تسهیل‌گر؟ تأملی بر پیامدهای شناختی و سازمانی محصولات هوش مصنوعی

ثبت شده توسط بابک علوی در جمعه, ۱۴۰۵/۰۶/۱۳ - ۱۱:۱۶
به نام خدا. در دنیای امروز، شاهد انفجاری از محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی هستیم که ممکن است با وعده‌ای وسوسه‌انگیز عرضه شوند: «کاهش اصطکاک، حذف پیچیدگی و دستیابی به بهره‌وری حداکثری». از دستیاران مجازی در محیط‌های اداری گرفته تا سیستم‌های تصمیم‌ساز در لایه‌های مدیریت میانی، هوش مصنوعی به عنوان یک «تسهیل‌گر» معرفی می‌شود که وظیفه‌اش ساده‌سازی فرآیندهای پیچیده و رهایی انسان از بارهای شناختی طاقت‌فرساست. اما اگر از لایه‌ی بیرونی «بهره‌وری» عبور کنیم و با عینک پدیدارشناسی و نظریه های عاملیّت (Agency) به این محصولات بنگریم، با یک واقعیت متفاوت روبه‌رو می‌شویم. هوش مصنوعی صرفاً یک «ابزار» (Tool) خنثی نیست که ما را در انجام کارهایمان یاری دهد؛ بلکه او یک «میانجی» (Mediator) است. او میان ما و دنیای سازمان، میان داده‌ها و تصمیمات، و میان خودمان و فرآیندهای فکری‌مان قرار می‌گیرد و این میانجی‌گری، ساختار شناختی و جامعه‌شناختی ما را بازطراحی می‌کند. این یادداشت می‌کوشد پس از معرفی برخی زوایای نظری مفید در تحلیل کاربرد هوش مصنوعی در سازمان‌ها،  به دو گروه مخاطب کلیدی در این اکوسیستم پیشنهادهایی را ارائه دهد: سازمان‌های بهره‌بردار که ممکن است در دام مفهوم «تسهیل‌گری کاذب» بیفتند، و تولیدکنندگان محصولات هوش مصنوعی که ممکن است در مسیر «طراحی برای راحتی، به قیمت از دست رفتن عاملیّت انسانی و اخلاقی» گام بر دارند.

لزوم تغییر واحد تحلیل در تعریف قابلیّت هوش مصنوعی؛ نگاهی فنّی به رویکردی تعامل محور

ثبت شده توسط بابک علوی در چهارشنبه, ۱۴۰۵/۰۵/۰۷ - ۱۱:۳۸
به نام خدا. در این روزها، بسیاری از افراد در شبکه‌های اجتماعی، به‌طور مداوم و گاه با شور و هیجان زیاد، لیستی از سامانه‌های هوش مصنوعی را عمدتاً با تاکید بر «قابلیت‌های سامانه‌های هوش مصنوعی» معرفی می‌کنند؛ ممکن است توسط مخاطب اینگونه برداشت شود که گویی اگر یک سامانه زبانی بزرگ از نظر فنی پیشرفته باشد، به‌خودی‌خود برای حل مسائل پیچیده‌ی انسانی، سازمانی و مدیریتی کافی است. اما این نوع نگاه برای مخاطبانی مانند علاقه‌مندان و متخصصان حوزه‌ی مدیریت و مدیران حرفه‌ای ناقص است. در عمل، ارزش واقعی این سامانه‌ها نه فقط در آن چیزی است که «خودشان می‌توانند انجام دهند»، بلکه در آن چیزی است که در تعامل با انسان استفاده‌کننده، و در متن یک مسئله‌ی واقعی سازمانی یا مدیریتی، قادر به تولید آن هستند. از این رو، بررسی «قابلیت‌های یک سامانه هوش مصنوعی» به‌تنهایی کافی نیست؛ آنچه مهم‌تر است، «قابلیت‌های متعامل و ترکیبی کاربر و سامانه» است. به تعبیر مباحث روش تحقیق، «واحد تحلیل» (Unit of Analysis) قابلیت در اینجا نباید «قابلیت‌های سامانه» به تنهایی باشد، بلکه واحد تحلیل قابلیت باید «تعامل موثر بین سامانه و استفاده کننده» باشد. این مطلب در این یادداشت از چند زاویه شرح داده می‌شود.

عاملیت اخلاقی و هوش مصنوعی

ثبت شده توسط بابک علوی در پنجشنبه, ۱۴۰۴/۰۶/۰۶ - ۱۲:۱۳
به نام خدا. در مهرماه ۱۴۰۳ ارائه‌ای با عنوان «عاملیت اخلاقی و هوش مصنوعی» در همایش HR Analytics که در دانشگاه امیرکبیر برگزار شد، داشتم که محتوای آن پس از مقداری ویرایش در اینجا تقدیم می شود. در این ارائه مفهوم عاملیت اخلاقی و مولفه های ظرفیت اخلاقی در تعامل با هوش مصنوعی معرفی شدند و مثال‌هایی درباره آنها مطرح شد. در ادامه با استفاده از فلسفه پساپدیدارشناسی مطرح شد که عاملیت اخلاقی استفاده کننده از هوش مصنوعی چگونه در تعامل با آن می تواند هم تحت تاثیر قرار گرفته و هم مفاهیم جدیدی را در این حوزه مطرح سازد.