تاّملاتی درباره مفهوم یادگیری در سطح ملّی
به نام خدا. یادگیری در ادبیات رشته مدیریت به عنوان پدیدهای چندسطحی مفهومسازی شده است و از این منظر الگوهای ارائه شده کاربردهای متنوعی برای افراد، تیمها و واحدهای سازمانی و برای کل سازمان دارد. در این یادداشت ایدههایی درباره کاربرد مفهوم یادگیری در سطح یک کشور مطرح میشود که البته موضوعی بسیار پیچیدهتر از یادگیری حتی در سطح سازمان است. به همین دلیل پرداختن به امر یادگیری در سطح یک کشور موضوعی است که نیاز به بررسی از زوایای حوزههای علمی و تخصصی گوناگونی دارد. قبل از ارائه تعریفی از یادگیری در سطح کشور، شاید بهتر باشد که به اختصار مروری بر مفاهیم یادگیری در سطح فرد، تیم و سازمان شود. در یادداشت حاضر تلاش شده است تا علیرغم پیچیدگیهای زیاد این موضوع و اقرار نویسنده به عدم توانایی برای ارائه الگویی فراگیر و تبیین کننده این پدیده پیچیده، ایدههایی اولیه ارائه شود. همچنین در ادامه تلاش شده است تا با رویکردی سیستمی این پدیده از منظرهای مختلفی تبیین شود و مواردی به عنوان نمونههایی اصلی از ابعاد هر یک از محورهای تبیین کننده پیشنهاد شود. طبیعتاً این طرح نیازمند تکمیل و تشریح بیشتری از زوایای متعدّد دیگری خواهد بود.