لزوم تغییر واحد تحلیل در تعریف قابلیّت هوش مصنوعی؛ نگاهی فنّی به رویکردی تعامل محور
به نام خدا. در این روزها، بسیاری از افراد در شبکههای اجتماعی، بهطور مداوم و گاه با شور و هیجان زیاد، لیستی از سامانههای هوش مصنوعی را عمدتاً با تاکید بر «قابلیتهای سامانههای هوش مصنوعی» معرفی میکنند؛ ممکن است توسط مخاطب اینگونه برداشت شود که گویی اگر یک سامانه زبانی بزرگ از نظر فنی پیشرفته باشد، بهخودیخود برای حل مسائل پیچیدهی انسانی، سازمانی و مدیریتی کافی است. اما این نوع نگاه برای مخاطبانی مانند علاقهمندان و متخصصان حوزهی مدیریت و مدیران حرفهای ناقص است. در عمل، ارزش واقعی این سامانهها نه فقط در آن چیزی است که «خودشان میتوانند انجام دهند»، بلکه در آن چیزی است که در تعامل با انسان استفادهکننده، و در متن یک مسئلهی واقعی سازمانی یا مدیریتی، قادر به تولید آن هستند. از این رو، بررسی «قابلیتهای یک سامانه هوش مصنوعی» بهتنهایی کافی نیست؛ آنچه مهمتر است، «قابلیتهای متعامل و ترکیبی کاربر و سامانه» است. به تعبیر مباحث روش تحقیق، «واحد تحلیل» (Unit of Analysis) قابلیت در اینجا نباید «قابلیتهای سامانه» به تنهایی باشد، بلکه واحد تحلیل قابلیت باید «تعامل موثر بین سامانه و استفاده کننده» باشد. این مطلب در این یادداشت از چند زاویه شرح داده میشود.