آیا گفتمان بازگشت به اصالت همچنان در کنار گفتمان نظریه نهادی موثر است؟

ثبت شده توسط بابک علوی در جمعه, ۱۴۰۰/۰۱/۲۰ - ۱۱:۰۸

به نام خدا. آیا رفتار انسان ها بیشتر تحت تاثیر نهادها یا به تعبیر دیگر ساختارها است و یا تحت تاثیر عاملیت خود آنها؟ این سوالی جدی است که در ادبیات تحقیقاتی با عناوین مختلفی مانند «تناقض نمای عاملیت جا سازی شده» (The paradox of embedded agancy) یا «تناقض نمای عاملیت-ساختار» مطرح شده است. نکته اصلی این چالش اینست که آیا اگر انسان ها و سازمان ها محصول نهادها و ساختارهای فراگیرتری هستند و مجموعه باورها، پیش فرض ها و رفتارهایشان در داخل نهادهای مربوطه و مکانیزم های مختلف نهادی شکل می گیرد (در راستای نظریه نهادی)، آیا جایی برای عاملیت فردی انسان ها و تاثیر گذاری خود فعالان در عرصه های اجتماعی و سازمانی باقی می گذارد؟ قبلا هم در یادداشت دیگری در این وبلاگ استدلال شده است که گر چه نقش نهادها/ساختارها بر افکار و رفتارهای انسان های درون آنها قوی است، اما عاملان تغییری همواره میتوانند با اتکا بر عاملیت خود تاثیرات قابل توجهی بر نهادها و سازمان ها بگذارند و موجب تغییراتی قابل توجه شوند. البته میزان تاثیر و موفقیت آنها طبیعتا میتواند تحت تاثیر عوامل مختلف دیگری نیز قرار گیرد. با توجه به اینکه این موضوع به طور خاص تاثیر زیادی بر ترویج گفتمان «بازگشت به اصالت»، به دلیل جایگاهی که «عاملیت» انسان در این گفتمان دارد، میگذارد، به نظر لازم است در اینباره زوایای بیشتری مورد بحث قرار گیرد. شاید بررسی در این راستا به تقویت گفتمان بازگشت به اصالت در مواجهه با گفتمانی ایستا از نظریه نهادی و یا صرفا توجه به جنبه های ساختاری برای ایجاد تغییرات رفتاری، کمک کند.

اصالت یکی از محورهای اصلی عاملیت انسان است و از زوایایی این دو دارای هم پوشانی های مفهومی زیادی هستند. قصدمندی و اتکا به مکانیزم های خودتنظیمی انگیزشی مبتنی بر انگیزش مختارانه و انتخاب گری و مواجهه بدون سو گیری با حقایق بیرونی، ریشه های عاملیت هستند که به شدت تحت تاثیر میزان اصالت اند. در واقع اصالت انسان ها ازجهت روانشناختی تا حد زیادی بر همین اساس تعریف می شود. اصالت با اتکا بر انتخابگری و قصدمندی در واقع نیرویی وجودی است که در مقابل فشارهای نهادی مقاومت می کند و در صورتی که افکاری بر اساس مکانیزم های نهادی پذیرفته شود، به علت تاثیر اصالت، آن پذیرش همراه نوعی تالیف و سطحی از انتخابگری خواهد بود. حال اگر فردی تحت تاثیر گفتمان نهادی باشد، جایگاهی برای عاملیت قائل نبوده و نهادها و ساختارها را آنقدر ایستا و قوی میبیند که نمی توان شاهد تغییری در آنها بود. به علاوه، تغییرات رفتاری را صرفا در صورت ایجاد تغییراتی نهادی و ساختاری باید دید. البته این خود تناقضی درونی در مفهومی ایستا از نظریه نهادی است. حال اینکه در شرایط خاصی عاملیت و اصالت انسان هایی باعث شده است تا تغییراتی نهادی در عرصه ها مختلف ایجاد شود. در این راستا بارها شاهد این نقد بوده ام که مخاطبینی حتی در بین مدیران و دانشگاهیان با این توضیح که وقتی انسان ها در جامعه و سازمان ها در داخل گفتمان های قوی و تاثیرات نهادی جنبه های اجتماعی،  اقتصادی و سیاسی مربوطه فکر کرده و رفتار میکنند، چه جایی از عاملیت و اصالت وجود دارد؟! دیدگاه رقیب دیگر از این زاویه می تواند این باشد که تقویت اصالت موجب تضادهایی با گفتمان های قوی و غالب نهادهای رایج میشود و این موضوع موجب می شود که تقویت اصالت اگر غیر ممکن نباشد، بسیار دشوار و پرچالش باشد.

اخیرا مقاله ای را مطالعه کردم که تحلیل نسبتا جدیدی برایم ایجاد کرد. این مقاله درباره موضوع «کارآفرینی نهادی» و مروری بر ادبیات تحقیقاتی این حوزه با تاکید بر مباحث سازمانی بود (باتیلانا، لکا و بوکسنبام، ۲۰۰۹). در این مقاله تلاش شده بود تا چارچوبی نظری ارائه شود که در آن توضیح داده شود که چگونه کارآفرینان نهادی که دارای دو ویژگی شروع کنندگی تغییر در نهادها و فعال در پیش برندگی آن تغییرات هستند، قادر هستند تا علیرغم ساختارها و منطق های ناشی از نهادها موجب تغییراتی در خود آن نهادها شوند. نکته نظری جالب در این مقاله اینست که دو عامل «خصوصیات بستر نهادی» و «جایگاه فرد یا سازمان تغییر دهنده در آن بستر» به عنوان دو عامل مهم که میتوانند با یکدیگر در این فرایند تاثیر گذار باشند، مورد بحث قرار گرفته شده بود. اگر با مثالی ساده بخواهم مصداقی خاص از این بحث را در شرایط کنونی توضیح دهم، مثلا در شرایط بحران کرونا به علت عاملی محیطی، نوعی تنش و اختلال در ادامه عملکرد برخی نهادها و گفتمان های سنتی مربوطه به آنها مانند نهاد «آموزش» چه در مدارس و چه در دانشگاه ها به دلیل تعطیلی های مربوطه ایجاد شده است. حال اگر فرد یا افراد یا سازمان هایی بتوانند همراه با عاملیتی که در انتخاب گفتمان های مربوط به «آموزش مجازی» دارند و به علت جایگاه و مشروعیت خوبی که در بین فعالان نهاد آموزش دارند، گفتمان آموزش مجازی را تقویت کنند، ممکن است قادر باشند تا تغییراتی نهادی در آموزش کشور ایجاد کنند. این تغییرات می تواند در جهت تقویت نهاد آموزش مجازی و موجب جایگزینی حداقل بخش هایی از منطق آموزش سنتی با منطق آموزش مجازی شود. گر چه مقاله ذکر شده بر اساس بررسی های موجود در برخی تحقیقات مطرح کرده است که عاملان این تغییرات نهادی ممکن است از ابتدا الزاما به صورت آگاهانه «قصد تغییرات نهادی» نداشته باشند، اما در هر حال این عاملان در نقاطی از این فرایند، آگاهانه بر ارزشمندی آموزش مجازی و قابلیت بهره گیری از آن در حل مشکلات ناشی از شرایط محیطی تاکید داشته و برای آن کوشیده اند.

پیشنهاد می کنم که اصالت برای عاملان تغییرات نهادی بسیار ضروری است. به خصوص اگر این اصالت در کنار این قرار گیرد که آن عاملان دارای مشروعیت و جایگاه قابل قبولی در نزد فعالان آن نهاد باشند. اگر چه احتمالا رسیدن به آن جایگاه از مشروعیت به دلیل عمل و موفقیت در راستای منطق نهادی موجود بوده است، اما احتمالا در مقطع زمانی خاصی، نوعی بیداری و آگاهی با تقویت اصالت موجب می شود که آن فعال در راستای آگاهی و قصدمندی خود در جهت اقداماتی اصلاحی تلاش کند که موجب شکل گیری تغییراتی نهادی در طی زمان شود و جایگاهش موجب تاثیرات قوی تری در این تغییر شود. اگر این گزاره صحیح باشد، آنگاه در کنار گفتمان نظریه نهادی، به نظر باید گفتمان بازگشت به اصالت را همواره فعال نگاه داشت تا انسان هایی که در بستر نهادهای موجود فعالیت می کنند، در صورت آگاهی به حقایقی جدید یا تعاملی که با منطق نهادهای دیگر و گفتمان های متفاوت دارند، با عاملیت، انتخابگری و اصالت خود قادر به انجام تغییراتی نهادی باشند. حال ممکن است این افراد از همان ابتدا قصد تغییر نهادی داشته باشند و یا حتی ممکن است بدون نیاز به توجه به چنین هدفی، صرفا به علت اصالت و انتخاب گری ورود به تجربه ای جدید با منطقی جدید، با به حرکت در آوردن افرادی دیگر، زمینه ساز تغییرات نهادی قابل توجهی شوند. به علاوه، اصالت فردی این عاملان تغییر می تواند در راستای ایجاد تقویت آگاهی جمعی، اطمینان بخشی و تقویت فضای اعتماد و انرژی جمعی برای تقویت فرایند تغییر بسیار موثر باشد. تقویت اصالت سایر افرادی که در این تغییرات فعال هستند و کمک می کنند، ولو اینکه نقش اصلی در هدایت این تغییرات را نداشته باشند، بسیار مهم است. چنانچه از این زاویه به موضوع بیندیشیم، ترویج گفتمان بازگشت به اصالت در همه سطوح سازمانی و اجتماعی، در کنار منطق های نهادی رایج، چراغی را روشن نگاه خواهد داشت تا همواره مکانیزم هایی برای اثر گذاری عاملیت انسانی بر شکل گیری تغییرات نهادی، برای ادامه پویایی و شکل گیری زندگی بهتر و متعالی تری برای انسان ها وجود داشته باشد.

Battilana, J.‎, Leca, B.‎, & Boxenbaum, E.‎ (2009)‎.‎ How Actors Change Institutions:‎ Towards a Theory of Institutional Entrepreneurship.‎ Academy of Management Annals۳(۱), ۶۵-۱۰۷.

دیدگاه‌ها

سلام بر جناب دکتر علوی
کوشش شما در این راه مشکور باد.
من همیشه درباره تفاوت یا به تعبیر شما متناقض نمایی میان انسان/ و بودن و اصالت او با اجتماع/ و اعتبار و نهادهای آن، این آیه را در نظر می گیرم: الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه که رابطه تنگاتنگ نیت/ ایمان و عمل شایسته را نشان می دهد. نیت که امری درونی است متناظر اصالت فرد است. حرف اول به آن مربوط است. همان است که قابلیت تعالی و جاودانگی دارد. اما اگر بخواهد در حیطه اجتماع گسترش و تحکیم یابد و نور آن از درون افراد به بیرون اجتماع بتابد نیاز به عمل و نهادسازی دارد. نهادهای اجتماع اصالت افراد را عینیت و تداوم و تحکیم می بخشند. با این نگاه هر دو لازم اند و بر هم اثر می گذارند.

جناب آقای بینش گرامی

با سلام و تشکر از اعلام نظرتان. انشالله همه افرادی که در راه تقویت اصالت حقیقی تلاش می کنند، با یاری خداوند موفق شوند که نهادهای پیرامونی خود را نیز ارتقاء بخشند. چالش اصلی که خواهند داشت تغییر در نهادهایی است که مانع تقویت اصالت است. افرادی که در این نهادها می توانند صاحب تاثیر باشند قاعدتا نقش مهمی خواهند داشت.

به امید دیدار

افزودن دیدگاه جدید

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.